قرآن معجزه جاوید پیامبر خدا (ص)
مفهوم و ماهيت معجزه
غلام رسول محسني ارزگاني
براي معجزه تعريفهاي گوناگوني در كلام اسلامي شده است. تعريف جامعي كه ميتوان به آن اشاره كرد، اين است كه «معجزه» امري است بر خلاف عادت كه همراه با دعوت نبوت و تحدّي و مبارزه طلبي و با مدعا هماهنگ بوده و كسي از عهده معارضه با آن برنيايد.[1]
و همچنين، كسي كه مقامي را از ناحيه خداوند ادعا كند، بعنوان گواه برصدف گفتارش عملي انجام دهد كه قوانين طبيعت را بشكند، بطوري كه ديگران از انجام آن عمل عاجز باشند. چنين عمل خارقالعاده را «معجزه» و انجام دادن ان را «اعجاز» مينامند.[2]
نكته ديگري كه در باب معجزه قابل ذكر است، اينكه عمل خارق العاده در صورتي «معجزه» ناميده ميشود كه داراي شرايط خاصي بوده باشد. از آن نمونه، منصب او خدائي بوده و بر طبق ادعاي آن منصب، عملي را براي صدق گفتارش انجام دهد. عملي ادعا شده، از نظر عقل براي بشر امكان پذير باشد وخلاف عقل نباشد. متكي به هيچ يكي از علوم و فنون طبيعي نبوده و قابل تعليم و تعلّم نباشد.[3]
فلذا با اين بيان كه از معجزه اشاره شد، و قوع آن براي غير پيامبر و فرستاده الهي ممكن نيست؛ اما اصل «معجزه» در ذات خود امر ممكن است، به همين جهت رسول الهي ميتواند معجزه بياورد. اگر چيزي محال عقلي باشد، هرگز موجود و محقق نميشود.
از طرف ديگر معجزه، «طفره» پذير نيست. «طفره» يعني، متحركي از مبدئي به منتهايي برسد، ولي فاصله بين آنها را طي نكند. از اين رو گفتهاند طفره محال است.
بنابراين، چه در افعال خاص خداوند، و چه در اعجاز رسولان الهي طفرهاي رخ نميدهد و همه چيز بر اساس علت و اسباب خود صورت ميگيرند، گرچه مردم عادي علل و اسباب امور اعجاز را نميبينند و خيال ميكنند كه علل و اسبابي در كار نيست.[4]
وهم چنين، معجزه در انحصار پيامبران است. اگر قرار باشد چنين عملي خارق العادهاي در دست پيامبر نمايان باشد و مدعيان دروغين نبوت بتوانند معجزه بياورند، چنين مسألهاي با حكمت خداوند و لطف او سازگاري ندارد. چنانكه امام صادق(ع) برهاني را كه براي ضرورت وحي و نبوت اقامه كردهاند، ميفرمايد:
«چون خداي سبحان حكيم است، بندگان خود را درگمراهي رها ميسازد و براي آنها راهنما و سرپرستي ميفرستد كه همان نبي است و معجزه الهي نيز در دست او ميباشد.[5]
پس اگر معجزهاي در دست كسي ظاهر شود، دليل بر صدق گفتار وي و كاشف از اذن و رضاي حق ميباشد. و اين يك حقيقت روشن و قانون كلي و مسلمي است كه خردمندان در اينگونه امور بر آن تكيه ميكنند و ترديدي به خود راه نميدهند، و در قرآن كريم نيز به اين حقيقت اشاره شده است كه: «اگر (پيغمبري) از پيش خود مطلبي به ما نسبت دهد با دست قدرت، او را ميگيريم، سپس رگ حيات او را قطع ميكنيم.»[6] اين آيه اشاره به ان دارد كه اگر نبيي را ما نبوتش تثبيت نموديم، معجزهاي در دست او ظاهر ساختيم، او ديگر نميتواند مطلبي را از پيش خود به ما نسبت دهدف و الا دست قدرت الهي باعث نابودي او خواهد شد.
بنابراين، اگر غير پيامبر هم معجزه بياورد و خود را به جاي پيامبر راستين بنشاند، اين امر با حكمت خداوند نميسازد و خداوند او را رسوا خواهد كرد.
2. ويژگيهاي اعجاز قرآن
پيامبر گرامي اسلام(ص) براي اثبات نبوت خود معجزههاي زيادي را براي مردم آوردهاند كه با وجود آنها ديگر جاي هيچ شبههاي در حقانيت رسالت ايشان وجود نداشت. در ميان معجزات آن حضرت مهمترين آنها قرآن كريم است. خداي سبحان در آيات خود نشان داده است كه قرآن كتابي نيست كه بشر بتواند مثل آن را بياورد؛ زيرا كتابي است كه بر علم و قدرت و عزت خداوند تكيه دارد و تجلي ذات اقدس خداوند است.[7] همانگونه كه خداي سبحان «ليس كمثله شئ»[8] است، مثل و مانندي ندارد، كتاب و كلام او نيز تجلي او، و بينظير است. تحدي كه مشتمل بر، برهان است ميگويد، اگر اين كتاب، كلام خدا نباشد، پس كلام بشر است و اگر بشري باشد، پس شما هم كه بشر هستيد بايد بتوانيد مثل آن را بياوريد، اگر شما توانستيد مثل آن را بياوريد، بشري بودن آن اثبات ميشود. و اگر نتوانستيد، معلوم ميشود كه بشري نيست و اعجازي است كه اثبات كننده و آورنده آن نبي و رسول خواهد بود.[9] و از اين باب است كه خداوند فرموده: كه اگر جن و انس دست به همكاري هم دهند، مثل آن را نخواهد آورد.[10] (نه تنها در عصر حاضر و قدرت فعلي) بلكه، اگر همه ماسو الله را هم فرا خوانيد، باز هم توان آوردن مثل آن را نخواهيد داشت.[11] واينگونه هم نيست كه مثل آن(قرآن كريم) را نميتوانيد بياورديد، بلكه ده سوره[12] و حتي يك سوره را هم توان آوردنش را نداريد.[13] بنابراين، قرآن كريم كه از ميان معجزات پيامبر اكرم(ص) مهمتر و از همه آنها محكمتر و شگفت انگيزتر است، به نمونهاي از ويژگيهاي آن اشاره ميشود.
الف) فصاحت و بلاغت
قرآن كريم با حفظ مراعات نكات ادبي، حقايق جهان را كه براي پرورش انسان مفيد است، در بهترين بيان و زيباترين الفاظ اداء ميكند. از اين رو خداوند آن را «احسن الحديث»[14]معرفي كرده است0
وهمجنين آيات كه تحدي به بلاغت نموده ،آياتي مكي است،چون تنها بهره اي كه عرب ان روز از علم وفرهنگ داشت ،مسأ له سخنداني وبلاغت بود0تاريخ به انگواهي ميدهدكه بلا غت عرب ا ن روزبحدي رسيده بود كه از هيج قومي را تاان زمان آن گونه يادنكرده بود ه اند0 وحتي اقوامي كه برآنها حكو مت وآقائي ميكردند، به انداره آنان نبوده است.[15] از سوي ديگر، عربي كه آنچنان متعصب و غيرتي بود در برابر كار هيچ كسي خضوع نميكرد، قرآن كريم با اين تحدي به شدت آنها را تكان داد. نه تنها پاسخي ندادند، بلكه جز گريختن و خود پنهان كردن راهي ديگر نداشتند.[16]
قرآن كريم، اين واقعيت را چنين ميفرمايد: «ألا انهم يثنون صدورهم ليستخفوا منه الا حين يستغثون ثيابهم يعلم يسرّون و مايعلنون»[17] متوجه باشيد كه آنها شانه خالي ميكنند، تا آرام آرام خود را از صحنه بيرون كشند و پنهان كنند، بايد بدانيد كه در همان حال كه لباس خود را بر سر ميافكند، كه كسي آنها را نشناسد، چه اظهار بكند و يا پنهان، خدا ميداند.
بنابراين، عرب آن زمان كه در فصاحت و بلاغت، شعر و ادب، تخصص بلكه يك نوع نبوغ داشت، بهترين راه مبارزه با قرآن را در اين مي دانستند، به معجزه بودن آن اذعان نموده و به حقيقت آن پي برده و با شكست قطعي مواجه شدند. روي همين اذعان، وحي بودن آن را پذيرفته و نبوت پيامبر(ص) را تصديق نمود، و در برابر دعوت قرآن تسليم شدند. اين عجز و درماندگي، بزرگترين دليل و روشنترين گواه بر معجزه بودن قرآن كريم است، و ثابت ميكند كه آوردن مانند آن از دايره قدرت بشر بيرون و از حدود امكان وي خارج است.[18]
ب) معارف
از ويژگيهاي ديگر قرآن كريم كه آن را از ساير معجزات برجسته و ممتاز نموده است، محتوا و معارف آن است؛ زيرا، معارف آن، همان كفالت و تضمين نمودن هدايت بشر است كه آنها را به سوي كمال انساني سوق داده و به كمال واقعي رهنمون ميشود0 در حقيقت، همان محتوا و معارف معجزه آساي قرآن كريم است كه عرب جاهلي و جنايت پيشه را، راهنمائي نموده واز بتپرستي، مفاسد اخلاقي، جنگ و خون ريزي بازداشته و به سوي فرهنگ عالي و اصول انساني هدايت كردند. چنانكه خداوند فرموده است: ما كتابي بر شما نازل كرديم كه همه حقايق را بيان ميكند، هدايت، رحمت و بشارت است.[19]
روي اين اصل، خداوند عدهاي را تحدي به محتوا و معارف قرآن نموده و ميفرمايد: «فأتو بكتاب من عندالله هو اهدا»[20] كتابي از طرف خدا بياوريد كه هدايت گر باشد. اين آيه، صريح به تحدي به محتواي و معارف قرآن است كه ناظر به محتواي عالي و انسان ساز و قوانين فردي و اجتماعي آن است كه همه متخصصان و دانشمندان علوم انساني و تجربي را به مثل آوري علمي دعوت كرده است.[21]
اما برخلاف انديشه بعضي از مفسران، كه اين آيات را: («قل لئن اجتمعت الانس و الجن ان ياتي بمثل هذالقرآن...»[22] اگر جن و انس جمع شود، نميتواند مثل اين قرآن بياورد. و يا اينكه فرموده: «ام يقولون افتريه، قل فأتو بسوره مثله و ادعو من استطعتم من دون الله ان كنتم صادقين»[23] افتراي كافران اين است كه مي گويد،( محمد) قرآن را از پيش خود بافته است. بگو اگر شما راست ميگوييد، يك سوره نظير آن را بياوريد، از هركس، به جز خدا، ميتوانيد مدد بگيريد. و هم چنين آيه سوره هود[24] كه مضمون همين آيه را دارد (منتهي به اضافه اينكه دعوت به آوردن ده سوره نموده است.) منحصر به تحدي فصاحت و بلاغت نمودهاند.
در حال كه، از برجسته ترين و ممتازترين آياتي كه در باب معارف، تحدي و مبارز طلبي ميكند همين آياتاند كه تحدي به معارف نموده است. زيرا، اگر تحدي به لفظ و يا از نگاه فصاحت و بلاغت بودي، ديگر لزومي نداشت كه انس و جن و يا همه ماسوالله به معارضه با قرآن فراخوانده شود، چون سخن از فصاحت وبلاغت و يا شهرت طلبي از آن، فقط در ميان عرب جاهلي بود كه آن هم محدود به زمان خاصي است، و ديگر تحدي در زمان آنها و يا بعد از آن ديگر معنايي نداشت. بلكه، با اندك تأمل، بخوبي ميتوان در يافت كه اين آيات به همه معارف ارزشمند و عالي قرآن اختصاص دارد. و اين يك معجزه جاويدانهاي است كه در هيچ وقت و هيچ دانشمندي به اندازه محتوا و معارف قرآن كريم نخواهد توانست، مطلبي را بياورد كه ضامن سعادت دنيا و آخرت جامعه بشري باشد. فلذا، اين آيات، از برجستهترين آيات قرآن كريم در باب تحدي به معارف آن است.[25]
ج) هماهنگي آيات
از معجزات ديگر قرآن كريم، هماهنگي در آيات آن است؛ زيرا قرآن، در طي سالهاي متمادي، در مكانهاي مختلف و زمانهاي گوناگون، در حالتهاي متفاوت: سختي، سهولت، جنگ و صلح، شكست و پيروزي، سفر و حضر، مكه و مدينه و... نازل شده است. كتابي كه با اين شرايط، آن هم در طي بيست و چند سال نازل شود و هيچ اختلافي در آن نباشد، قطعاً معجزه است؛ لذاست كه قرآن كريم به اين آيه كريمه، اين حقيقت را بازگو ميكند و ميفرمايد: «افلا يتدبرون القرآن ولو كان من عند غيرالله لوجد وافيه اختلافاً كثيراً»[26] چرا در قرآن تدبر و انديشه نميكنيد؛ اگر اين كتاب از نزد غير خداوند بودي، قطعاً در او اختلاف و ناهماهنگي زياد مييافتيد. بنابراين، تحدي خداوند دراين آيه اين است كه ميفرمايد، شما در قرآن هرچه بيشتر فكر بكنيد و هرچه تفحص نماييد نه تنها اختلافي در آن نميبينيد، بلكه سراسر آن را هماهنگ تر و منسجم تر مييابيد. زيرا، همه چيز در اين جهان مشمول قانون تحول و تكامل است و از تضاد اجزاء و احوال خالي نميباشد و اگر قرآن كار بشري بود و در ظرف بيست و سه سال قطعه قطعه ساخته ميشد، از اختلاف اوصاف و احوال سالم نميماند و اين طور يكنواخت نبود.[27]
د) اخبار غيبي
اخباز غيبي از اعجاز ديگر قرآن كريم است كه خداوند در معرفي اين كتاب ميفرمايد اين كتاب، غيب را براي انسانها تبيين ميكند.
اخبار غيبي در قرآن كريم موارد مختلف و گوناگوني دارد و از آن جمله، اخبار قوم نوح است كه ميفرمايد: «تلك من النباء الغيب...»[28] آنچه براي تو گفتم، خبرهايي است غيبي و از راه وحي تو را آگاه ساختم. در جاي ديگر، از جريان حضرت موسي(ع) بازگو ميكند و ميگويد: آن وقتي كه ما فيض وحي را در جانب غربي به موسي رساندم تو در بين مردم مدين نبودي.[29] و هم چنين درباره مريم عذرا ميگويد: «ذالك من انبأ الغيب...»[30] اخبار همانند غلبه روم[31]، توطئه دشمنان در يكي از جنگهاي هنگام نماز ظهر[32]، اخبار فتح مكه[33] و...
بنابراين، علم قطعي به اخبار و جريانها جز از راه غيب ميسر نيست؛ زيرا نه خود پيامبر(ص) در آن صحنه حضور داشت و نه ميتوانست با فكر وانديشهاش از آنها با خبر شود، و نه كتب تاريخي معتبر وجود داشت تا منبع آگاهي وي باشد. و نه كتب الهي تحريف نشده را در اختيار داشت تا از آن طريق آگاه گردد. فلذا هر كدام اينگونه اخبار غيبي از اعجاز قرآن كريم است كه خداوند از آن خبر داده است.[34]
4. گواهي ديگران درباره قرآن كريم
از نمونههايي كه در اعجاز و معجزه قرآن كريم اشاره شد، گوياي از عظمت آن كلام الهي است كه هرگونه مقابله انديشه بشري با آن محكوم به شكست است. بنابراين، لازم ديده شد كه در پايان اين تحقيق اشارهاي داشته باشيم. به گواهي برخي از كساني كه با قرآن مقابله كرده و به عجز خود اعتراف نمودهاند. و همچنين به گفتار برخي ديگري از انديشمندان كه از آن(قرآن) يك كلام فوق كلام بشري ياد كرده و او را بدور از هرگونه تعرض انديشه بشري ميداند. از جمله رديف اول، «ابوالعلاء معرّي» است كه متهم به مبارزه با قرآن كريم بوده كه ميگويد:
«اين سخن در ميان همه مردم، اعم از مسلمانان و غير آن، مورد اتفاق است كتابي را كه محمد(ص) آورده است، عقلها را در برابر او مغلوب ساخت و تاكنون نتوانسته است مانند آن را بياورد. سبك اين كتاب با هيچ يك از سبكهاي معمولي ميان عرب اعم از خطابه، رجز، شعر و سجع كاهنان شباهت ندارد. امتياز و جاذبه ان بقدري است كه اگر يك آيه از آن در ميان كلمات ديگر قرار گيرد همچون ستاره فروزان در شب تاريك ميدرخشد.[35]
وليد بن مغيره مخزومي، مردي كه به حسن تدبير و فكر صائب شهرت داشت و براي حل مسايل اجتماعي از فكر و تدبير او در زمان جاهليت استفاده ميكردند، پس از اينكه چند آيه از اول سوره «غافر» از پيغمبر(ص) شنيد به محفلي از طايفه بني مخزومي حاضر شد و چنين گفت: «به خدا سوگند از محمد(ص) سخني شنيدم كه نه شباهت به گفتار انسانها دارد و نه پريان، گفتار او شيريني خاصي و زيبايي مخصوصي دارد. گفتاري است كه بر هرچيزي پيروز ميشود و چيزي بر آن پيروز نخواهد شد.[36]
وهمچنين انديشمندان ديگري نيز در باره عظمت قرآن كريم اظهار نظرهايي نمودهاند كه از آن ميان، «كارلايل» مورخ و دانشمند معروف انگليسي ميگويد: «عظمت و حقيقت قرآن با هيچ كتاي قابل مقايسه نيست. اين مزيت فقط به قرآن اختصاص دارد، و در هيچ كتاب علمي، سياسي و... ديگر ديده نميشود.[37]
«جان ديون پورت» مؤلف كتاب «عذر تقصير به پيشگاه محمد و قرآن» از انديشمندان ديگري است كه ميگويد: «قرآن به اندازهاي از نقايص مبرّا و منزّه است كه نيازمند كوچكترين تصحيح و اصلاح نيست و همه، اين معنا را قبول دارند كه قرآن با بليغترين و فصيحترين زبان و لهجه... نازل شده است.[38]
«گوته» شاعر و دانشمند آلماني، از ديگر انديشمنداني است كه درباره عظمت قرآن كريم ميگويد: «ساليان درازي كشيشان از خدا بيخبر ما را از پي بردن به حقايق قرآن مقدس دور نگاه داشتهاند... اما بزودي اين كتاب توصيف ناپذير عالم را به خود جلب نموده و تأثر عميق در علم و دانش جهان گذاشته، عاقبت محو افكار مردم جهان ميگردد.»[39]
بنابراين، قرآن كريم، معجزه جاويدانه رسول خاتم(ص)، از ميان بسياري از معجزات آن حضرت ممتاز بوده و تا بلنداي عالم هستي، امتداد خواهد يافت. قرآن كريم، كتابي است كه معجزهاي در اثبات رسالت حضرت خاتم(ص) قرار گرفته و مايه سعادت اهل خرد و صاحبان عقل سليم شده است. او، با تمام محتويات خارق العاده خود، حقايق عالم هستي را بيان نموده و تمامي انديشمندان و روشنفكران و اهل نظر را وادار به خضوع و كرنش در برابر خود نموده است. و همگان از آن به حقيقت سخن گفته و حقايق شگرف و اعجاز آميز آن را اعتراف دارند
پاورقیهای این مقاله حذف شده است برای استفاده از آن می توانید به شماره 31 فصلنامه بشارت مراجعه کیند
برگشت به نگاهی نو (وبلاگ ناظر حسین زکی)

